دولت لبنان به بهانه اینکه فلسطینی ها باید برای برگشت به وطن خود، تلاش کنند و نباید جذب لبنان شوند، هیچ گونه حقوق اجتماعی برای آنان قائل نبود. به فلسطینی ها اجازه سکونت خارج از اردوگاه داده نمی شد و با اینکه سالها از زندگی آنان در اردوگاه می گذشت، ساختن خانه در آنجا ممنوع بود. فلسطینی ها ختی اجازه ساختن سقف حلبی بر لانه خود نداشتند. گاهی ژاندارم های لبنانی به تعداد میخ هایی که کوبیده شده بود، جریمه می گرفتند و هرگاه خشتی بر خشت دیگر گذاشته می شد، جرمی مضاعف به شمار می رفت.
دولت لبنان، به وضع آوارگان بی اعتنا بود و کمک های ناچیز بخش امور پناهندگان سازمان ملل نیز، به جای اینکه همراه با رشد جمعیت اردوگاه افزایش یابد، همواره کاهش می یافت. باد و باران و آفتاب، سالیانی دراز تار و پود چادر های آوارگی را از هم پاشیده بود. مردم با سر هم کردن مقواهای دور ریخته شده و صفحات فلزی بشکه ها، دور و بر خود را می پوشاندند. وضع بهداشت و آموزش در اردوگاه نیز، مانند وضع مسکن، اسفبار بود.
اردوگاه صبرا زندگی یک خلق آواره را با تمام مصائبش و تلاش بی امان آنان برای بازگشتبه وطن، نشان می داد. اتاقی که در آن زندگی می کردم، از جمله کلبه های آجری متعددی بود، که در سالیان اخیر در حاشیه شمال غربی اردوگاه ساخته شده بود. کوچه باریک و ناهمواری بین کلبه های آجری و آلونک ها فاصله می انداخت. آلونک های به هم چسبیده ای که از پاره های مقوا و حلبی و پلاستیک کهنه درست شده بود، هرگز به مسکن انسان شباهت نداشت. نه بلندی آن و نه طول و نه عرضش و نه مواد و وسایل آن هیچ کدام برای زندگی انسان، مناسب نبود. ساکنان این آلونک ها اما انسان هایی بودند که علی رغم در به دری و تحمل درد بزرگ آوارگی، از فرهنگ و تمدن نسبتا برجسته ای برخوردار بودند. تعداد نسبی افراد تحصیل کرده و دانشگاه دیده در همین آلونک ها، می توانست با آنچه در مناطق مسکونی شهر لبنان بود، برابری کند.
در آلونکی نزدیک اتاق ابومحمد، دختر خانمی تحصیل کرده به سر می برد. وی شب ها در آلونک می خوابید و روز ها در مدرسه اردوگاه، در اتاقی بی در و پیکر، برای کودکان معلمی می کرد. در شنزاری به طول پانصد و عرض تقریبا سیصد متر، صدها مرد و زن، پیر و جوان و کودک در الونک های محقر لانه داشتند. هرگاه به درد دل یک فلسطینی گوش فرا می دادی، داستان هایی غم انگیزی پر از رویداد های جانخراش می شنیدی. دربه دری، متلاشی شدن خانواده ها، مرگ و میر، ناپدید شدن افراد خانواده، فقر و ذلت، دامن گیر هر آواره ای بود.
قسمت اول
ادامه دارد...
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر مسلمانی که صدای شخصی را که فریاد می زند مسلمانان به فریاد من برسید بشنود و او را کمک نکند، مسلمان نیست.
متن دعای عهد
فایل صوتی (برای دانلود روی این لینک راست کلیک کنید و Save Target As... یا Save Link As را انتخاب کنید.)
پروردگارا به بیچارگی ما پس از او رحم کن.
اللهم وسر نبيك محمداً صلى الله عليه وآله برؤيته ومن تبعه على دعوته وارحم استكانتنا بعده ، اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الأمة بحضوره وعجل لنا ظهوره إنهم يرونه بعيداً ونراه قريباً برحمتك يا أرحم الراحمين
لیست دعا ها:
دعای صباح امام علی (علیه السلام)
دعای کمیل بن زیاد (علیه الرحمة)
دعای مشلول موسوم به دعای الشّاب المأخوذ بذنبه
دعای مجیر
دعای جوشن کبیر
دعای جوشن صغير
دعای توسل
صلوات ماه شعبان
مناجات شعبانیه
دعای افتتاح
دعای سحر
دعای ابو حمزه ثمالی
دعای عرفه
مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع)
دعای فرج
دعای ندبه
دعای عهد
حدیث شریف کساء
ربَّنا لاتُزغ قُلوبَنا
آدرس لینک مربوطه
به دلیل اهمیت این مطلب در صورت امکان آن را در وبلاگ خود قرار
دهید و به دیگران هم بگویید:
متن زیر ترجمه ی بخشی از مقاله ی دکتر مایک برانت،
معاون سازمان سیا و عضو فعال بخش شیعه شناسی است و در کتابی با عنوان "TO
DIVIDE AND DESOLATE THEOLOTY A PLAN" نیز در امریکا به چاپ رسیده است:
"عالم
اسلام از قرن ها پیش تحت سلطه ی دولت های غربی بوده است، گرچه در قرن
گذشته اکثر کشورهای اسلامی مستقل شده اند، اما فرهنگ غرب بر سیاست،تعلیم و
فرهنگ ان ها مسلط بوده است. به ویژه آن که نظام سیاسی و اقتصادی این
کشورها توسط ما کنترل شده و می شود . اکثر این کشورها پس از استقلال توجهی
به فرهنگ و تمدن اصیل خود نکرده اند و با همان فرهنگ و نظام وارداتی غرب
جامعه ی خود را به پیش برده اند. در سال 1980 که انقلاب اسلامی ایران به
وجود آمد و به مخالفت با سیاست های ما برخاست، ابتدا خیال می کردیم که این
حرکت نتیجه و انعکاس طبیعی سیاست های غلط و ناقص و فشار و اختناق شاه
ایران بوده است و عناصر مذهبی از این خستگی و دلزدگی توده ی مردم دارند
بهره می گیرند و ما می توانیم بعد از برکناری شاه ایران افراد مورد نظر
خود را روی کار آوریم و سیاست های خود را تداوم دهیم.
ادامه مطلب
در حلبی آباد فلسطینی ها، مردمی زندگی می کردند که خانه و کاشانه شان توسط اسرائیلی ها اشغال شده بود و به عنوان آوارگان موقت اکنون (1973) 25 سال بود که در این اردوگاه، روزهای پر مشقت را به سر می رساندند و شب های سرد و هولناک را در آرزوی روزی که به اشیانه اصلی خود برگردند، صبح می کردند. قلب درد کشیده ی هر فلسطینی تنها در آرزوی بازگشت به وطنش می تپید. دختران و پسران خرد سال اردوگاه، هر روز در مدرسه سرود میهنشان، فلسطین را می خواندند و آرزوی بازگشت به یافا و حیفا و بازگشت به دره های سرسبز زیتون و باغ های آباد مرکبات، در دل های کوچک آنها چون خورشید می درخشید.
دنیا، این آوارگان بی پناه را به فراموشی سپرده بود تا گذشت زمان، ملتی آواره را زیر چرخ های بی رحم خود، نابود کند و به دولتی که با زور سرزمین آنها را به اشغال در آورده بودُ رسمیت بخشد. در اردوگاه فلسطینی ها خانواده هایی بودند که کلید خانه های غصب شده خود را از ۲۵ سال پیش به همراه داشتند و در ذهن پر آرزوی خود نه تنها مسحور بازگشت به شهر و دیار اجدادی خود بودند بلکه به خانه خود باز می گشتند. کلید، تنها سند خانه غصب شده آنها بود. برخی از فلسطینی های ساکن لبنان نیز پس از جنگ توسعه طلبانه اسرائیل در سال 1967، که به اشغال همه ی سرزمین فلسطین انجامید، از بخش باختری رود اردن و نوار غزه گریخته و به لبنان پناه برده بودند. ورود این دسته از آوارگان به اردوگاه های قدیمی، فشار جمعیت را در اردوگاه های پناهندگان، دو چندان کرده بود.
ادامه دارد...
بسم الله الرحمن الرحیم
من طى سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم كه اكنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى پیاپى خانه و كاشانه ایشان را بمباران مى كند. من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند; و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرین جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ایام قدر است و مى تواند تعیین كننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
روح الله الموسوی الخمینی

